به مطالعهٴ كتاب مقدس در آغاز نشانهاي از شور ديني بود. آيا براي يك مرد يا زن با ايمان امري بديهي نبود كه بخواهد كلام خداوند را به زبان مادري خودش بشنود؟ اين تمايلي معصومانه بود، ولي كليسا سبب شد تا آلوده شود. فشارهاي كليسا چنان تمايلاتي الحادي را پديد آورد يا به آنها دامن زد كه ميشد از آن پرهيز كرد يا در مجراي صحيحشان انداخت. تعقيب و فشار مردمان سربه زير را به ياغيان سركش مبدل ساخت. مسلم است كه ممنوعيت ترجمهٴ كتاب مقدس به زبانهاي اصلي از علل پنهان اصلاح ديني بود.
وجود نوشتههاي مجعول در ميان ترجمههاي كتاب مقدس در خور توجه است. مثلاً جان ترويزايي
انجيل نقوذيموس يا اعمال پيلاطس را به انگليسي ترجمه كرد. مطالعهٴ تطبيقي همهٴ قسمتهاي كتاب مقدس به زبانهاي محلي پرده از تمايلات عجيبي در خصوص كتابهاي منحول يا مجعول برخواهد داشت. اين وظيفهٴ مهمي است كه ما قادر به ايفايش نيستيم، ولي مايليم از نتايجش آگاه شويم.
5. فن وعظ و خطابه. يكي از بهترين وسايل ارزيابي دين همگاني در كشورهاي مختلف بررسي مواعظي است كه ايراد ميشد، بهويژه آنها كه به زبان محلي بود. عصاره، سبك و شيوهٴ آنها، همچنين اوضاع و احوالي كه موجب ايراد آنها شده راهگشا است. بررسيهاي زيادي به مواعظ اختصاص يافته است، با اينكه موٴلفانشان بيشتر به ادبيات توجه داشتهاند تا به دين، نتايج بررسيهايشان مورد علاقهٴ ماست.
علاقهٴ راهبان و كشيشان معمولي در مواعظ كاملاً روشن بود، چون موعظه كردن از وظايف اصليشان بود و بهترين وسيلهٴ آموزش و راهنمايي تودهٴ زيردستشان. از اين رو عجيب نيست اگر تعداد زيادي رساله دربارهٴ فن موعظه از سدههاي ميانه، در دست است. درست است بسياري از رسالهها كه نامشان در فن موعظه است (از قبيل سه رسالهٴ رامون لول) در واقع در آن باره نيستند، بلكه صرفاً آثاري در زمينهٴ فضايل و رذايل يا مجموعهاي از مواعظاند؛ بااين حال، تعداد زيادي آثار بديع در فن موعظه وجود دارد كه رونق آن را در سدههاي ميانه، ثابت ميكند.
ضرورتي ندارد گفته شود كه برخي از اين مواعظ حاوي اطلاعات با ارزشي دربارهٴ جامعهها، عادات و اخلاق سدههاي ميانه، از چشم اهل كليساست.
6. هنر و دين. بهترين وسيلهٴ آموزشي ديني نه سكوي وعظ، بلكه هنر معمار، پيكرتراش و نقاش بود كه داستانهاي
كتاب مقدس، كليسا و افسانهها، قديسان را در پيش چشم بيسوادان مجسم ميكرد ـ يا بيشتر موعظهاي بود كه با هنرهاي نمايشي تركيب شده بود. موعظهها مدت زيادي نميپاييد، ولي موٴمنان ميتوانستند هروقت كه بخواهند نقاشيها و پيكرهها را تماشا كنند. هنر مسيحي سدههاي سيزدهم و چهاردهم، داراي هدفي واقعاً دايرةالمعارفي بود. كليساي جامع حكم آلبومي را داشت كه هميشه در دسترس بيننده بود. از اين رو، براي مورخ فكر